تبليغاتX
پسر تنها
 

پسر تنها

 

 

 

 

درباره وبلاگ

چرا الان تنهایم؟!

سلام.من مهدی نعیمی،
14 ساله از یزد هستم.


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


نویسندگان

مهدی

مهدی


دوستان

عاشق دیوونه


نوشته های پیشین

خرداد 1386


طراح قالب


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

عاشقانه ها
 
 
 
Image and video hosting by TinyPic
 

آن شبانگاه که دل بر سر راهت دادم

 

بنده عشق تو گشتم تو شدی بنیادم

 

طالع سعد من از یاد نگاه تو بود

 

چشم زیبای خمارت نرود از یادم

 

با تو بودن چه خوش است آی پریزاد امید

 

    مست روی مه تو هستم و اینک شادم

 

در کمینم که شبی بگذری از کوچه دل

 

که من اینگونه به دنبال رهت افتادم

 

نیستم در غم حسرت که تویی یاور من

 

با تو ای افسانه  من تا به ابد آزادم

آیدا

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 14:17 موضوع: | لینک ثابت



 
عاشقانه ها
 
 
 
Image and video hosting by TinyPic
 

آن شبانگاه که دل بر سر راهت دادم

 

بنده عشق تو گشتم تو شدی بنیادم

 

طالع سعد من از یاد نگاه تو بود

 

چشم زیبای خمارت نرود از یادم

 

با تو بودن چه خوش است آی پریزاد امید

 

    مست روی مه تو هستم و اینک شادم

 

در کمینم که شبی بگذری از کوچه دل

 

که من اینگونه به دنبال رهت افتادم

 

نیستم در غم حسرت که تویی یاور من

 

با تو ای افسانه  من تا به ابد آزادم

آیدا

 

 

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 14:0 موضوع: | لینک ثابت



بدرود
دگر مرا صدا مکن
مرا ز جام باده ام جدا مکن
که جام من به من جواب می دهد
به من کلید شهر خواب می دهد
 
درون خوابهای من
توئی و دستهای مهربان
توئی و  عهدهای استوار
و هرچه هست، عاشقانه پایدار
 
برو مرا صدا مکن
زکوچه خوابهای سایه پرورم
دگر مرا جدا مکن
صدا مکن
چو سایه بگذر از سرم
مرا ز سایه های دوستی سوا مکن
 
چه حاصلی ز شمعهای بی فروغ
ز خنده ها
ز بوسه ها
چه حاصلی ز گفته های سر به سر دروغ؟
 
تو از روندگان راه عشق نیستی
تو نیستی ز دلشکستگان
بگیر راه خویش و تن رها کن از بلا
چو من، دل رمیده طالب بلا مکن
تن سلامتت به درد مبتلا مکن
مرا به قصه های کودکانه در شبان هول
جدا مکن از این غم قدیم
از غم ندیم
صدا مکن
دگر ترانه سر، درین شبان دیر پا مکن.
 
بخواب نازنین من بخواب ناز
که من تمام شب به جام و جان
جز این سخن نگفته ام
وفا کن ای دل جفا کشیده، باز
ولی وفا به یا بی وفا مکن!
 

 

 

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 13:56 موضوع: | لینک ثابت



بدرود
دگر مرا صدا مکن
مرا ز جام باده ام جدا مکن
که جام من به من جواب می دهد
به من کلید شهر خواب می دهد
 
درون خوابهای من
توئی و دستهای مهربان
توئی و  عهدهای استوار
و هرچه هست، عاشقانه پایدار
 
برو مرا صدا مکن
زکوچه خوابهای سایه پرورم
دگر مرا جدا مکن
صدا مکن
چو سایه بگذر از سرم
مرا ز سایه های دوستی سوا مکن
 
چه حاصلی ز شمعهای بی فروغ
ز خنده ها
ز بوسه ها
چه حاصلی ز گفته های سر به سر دروغ؟
 
تو از روندگان راه عشق نیستی
تو نیستی ز دلشکستگان
بگیر راه خویش و تن رها کن از بلا
چو من، دل رمیده طالب بلا مکن
تن سلامتت به درد مبتلا مکن
مرا به قصه های کودکانه در شبان هول
جدا مکن از این غم قدیم
از غم ندیم
صدا مکن
دگر ترانه سر، درین شبان دیر پا مکن.
 
بخواب نازنین من بخواب ناز
که من تمام شب به جام و جان
جز این سخن نگفته ام
وفا کن ای دل جفا کشیده، باز
ولی وفا به یا بی وفا مکن!

 

 

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 13:56 موضوع: | لینک ثابت



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I